تبليغاتX
www.sheikh.ir بلاگ شیخ دات آی آر

نسخ استادانه و چشمنواز مرحوم احمد نیریزی
ahmad neirizi
تحریرشده در سال ۱۱۲۱ قمری
(بیش از سیصد سال پیش)

 

 

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 1:13 توسط شیخ | |
  
 

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 0:44 توسط شیخ | |

خط: ابوالفضل خزاعی / تذهیب: زرّین‌نقش فراهانیخط: استاد سید رضا بنی‌رضی / تذهیب: استاد رامین مرآتیدر آستانه‌ی میلاد منجی عالم بشریّت حضرت ولیّ‌عصر(عج) دو اثر نسخ زیبا و منتشرنشده پیشکش بازدیدکنندگان وبلاگ می‌کنم.
تحریر دعای فرج به قلم استاد سیّد رضا بنی‌رضی که به شیوه و پسند خاصّ خود (قوّت و ضعف‌های نزدیک به هم) نسخ می‌نویسد و محصول هنرنماییش مزهّ‌ی آثار مرحوم آقاجان پرتو را دارد، در جوار تذهیب پرکار استاد رامین مرآتی که با طلا کار شده، به خلق تابلویی چشمنواز انجامیده است.
در سمت چپ اثر فخیم و فاخر ابوالفضل خزاعی نسخ‌نویس جوان و چپ‌دست را داریم که در سایه‌ی تلمّذ در نزد جناب بنی‌رضی و کشف و استفاده‌ی هوشمندانه و رندانه از میانبرها و شورت‌کات‌ها، راهی طولانی را در زمانی اندک سپری کرده است. خزاعی مورد نقض این قانون است که: سر زلف خط را جز با مشق مشقّت و صرف چهل سال خون دل خوردن نمی‌توان به دست آورد. تذهیب آرامبخش قطعه‌ی نسخ خزاعی با دستان هنرمند زرّین‌نقش فراهانی و با درک درست و دقیقی از همجواری رنگ‌های پخته صورت گرفته  است.

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 16:30 توسط شیخ | |

اثر مزبور بعد از تذهیب توسط زرین نقش فراهانی و تملک توسط دوست خطبازم علی نجفی

نسخ منتشرنشده‌
به قلم و رقم:
زین‌العابدین
اشرف‌الکتّاب اصفهانی
تحریر به سال ۱۲۶۷ قمری
این قطعه را اوّل بار در دست دوست خطبازم
سید محمد حسینی دیدم و از روی آن اسکن سمت راست را تهیّه کردم. بعد از آن ظاهراً
در ۲۹/۲/۸۷ به یک و نیم میلیون تومان
به زرّین‌نقش فراهانی فروخته شد و او هم نهایتاً آن را
در تابستان ۸۷ به ملکیّت جناب علی نجفی درآورد.
اسکن سمت چپ در این مقطع تهیّه شد. زرّین‌نقش که خودش در کنار مجموعه‌داری، دستی در تذهیب دارد، برخی نقاط قطعه را به تذهیب زیبای خود آراسته است که به زعم بنده، نه که به کار لطمه نزده، به زیبایی آن افزوده است. تا نظر دوستان اهل فن و فضل چه باشد.

                                                                                                  اثر فوق قبل از تذهیب توسط زرّین‌نقش فراهانی

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 1:36 توسط شیخ | |

این قطعه زمانی در اختیار دوست هنردوست و خطبازم محمود حبیب‌اللّهی بود. یک بار هم آن را برای اسکن و نیز عرضه برای فروش در اختیار بنده گذاشت. این اثر ناب در اواسط مهر ۸۷ به تملّک دوست هنرمند و خطبازم جناب علی نجفی درآمد که مبارکش باشد.

 


 

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 1:35 توسط شیخ | |
82 81 80 79 78
75 74 73 72 71
با تشکرّ از دوست هنرمند و خطبازم علی نجفی فرزند استاد جواد سبتی که این جزوه‌ی ۵۲ ورقی (۱۰۴ صفحه‌ای) را برای اسکن‌گیری در اختیار بنده گذاشتند. بقیّه‌ی تصاویر جزوه را در اینجا و اینجا  ببینید.
قیمت اثر: ۱ میلیون تومان
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 4:8 توسط شیخ | |

با تشکر از دوست  هنرمند و خطبازم علی نجفی که اجازه داد از نسخه‌ی متعلّق به ایشان اسکن تهیّه کنم

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 19:22 توسط شیخ | |

 برگی از قرآن به خطّ نسخ
کاتب: ناشناس!
(البتّه اهل دقّت شاید با مقایسه‌ی این قطعه با خطوط نسخ چاپ‌شده در مرقّعات، احتمالاتی در خصوص کاتب آن بدهند.)

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 0:48 توسط شیخ | |

        
اندازه‌ی اصلی قطعات: ۲۲ در ۳۰ سانتی‌متر
طالبین قطعات با مدیر وبلاگ تماس بگیرند.

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 3:35 توسط شیخ | |

آنگونه که در تواریخ آمده است، «ابن‌مقله» -  وزیر خوشنویس یکی از خلفای عبّاسی -  هزار سال پیش از این به نیّت ساده‌کردن خطّ کوفی، شش نوع خط از آن استخراج کرد  که از جمله‌ی آنهاست خطّ «بدیع» که بعدها به خطّ نسخ تغییر نام داد.  نسخ، دو دانگ دور و چهار دانگ سطح و دوازده قاعده دارد:
ترکیب، کرسی، نسبت، ضعف، قوّت، سطح، دور، صعود، مجاز، اصول، صفا و شاءن.
وجه معروفیّت و اشتهار بیشتر خطّ نسخ نسبت به دیگر خطوط،  نگارش آن با حروف منحنی و قوس‌دار است.  به یک قطعه‌ی نسخ که برای اوّلین بار از طریق این وبلاگ منتشر می‌شود، توجّه فرمایید.
اندازه‌ی اصلی: ۱۴ در ۱۸.۵ سانتی‌متر / قیمت: ۴۰۰ هزار تومان

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 0:17 توسط شیخ | |

قرآنی که چند تصویر اوریژینال و چاپ‌نشده از آن در این پست نقدیم می‌شود، در سال ۹۸۵ قمری به وسیله‌ی فردی به نام «محمّدبن صالح شوشتری» در بغداد نگارش‌یافته است. از نکات منحصربه فرد این قرآن آن است که در هنگام نگارش، کاتب خود را به این الزام و تکلّف انداخته است که سطربندی و صفحه‌بندی را به گونه‌ای انجام دهد که شروع سطر اوّل با شروع سطر آخر یکی باشد و به همین ترتیب شروع سطر ۲ با شروع سطر ماقبل آخر تا .... این تناظر گاه تنها در حدّ یک حرف است و گاه در حدّ یک کلمه و گاه حالت‌های شگفت‌انگیزتری پیدا می‌کند و به چند کلمه و حتّی یک سطر کامل منجر می‌گردد.


       قیمت: ۷۰ میلیون تومان      طالبین خرید این قرآن با ایمیل من مکاتبه نمایند. 
 
                                 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 14:10 توسط شیخ | |


نسخ رنگی‌نویسی

کاتب:
ابوالقاسم
فرزند وصال شیرازی

ابعاد اصلی:
۱۸ در ۹ سانتی‌متر
قیمت: ۵۰۰ هزار تومان

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:8 توسط شیخ | |

اندازه‌ی اصلی: ۱۷.۵ در ۲۴.۵

این قطعه‌ی قرآنی که تحریر سوره‌ی مبارکه‌ی نازعات به قلم و رقم مرحوم محمّدهاشم اصفهانی (لوءلوء) است، مدّت‌ها در مجموعه‌ی سرکار خانم مفتاح (همسر مرحوم مفتاح) بود. مفتاح ظاهراً در خیابان منوچهری تهران، مغازه‌ی عتیقه‌فروشی داشت و پس از مرگش همسر او میراث‌دار خطوط نفیس شویش گردید. به تازگی این مجموعه‌ی خطوط او در قالب چندین مرقّع به فروش رسیده و برخی از این خطوط سر از مجموعه‌ی حقیر درآورده است که از جمله‌ی آن‌ها این قطعه نسخ می‌باشد.

                   قطعه‌ی مزبور را با این جلوه هم ببینید.


قیمت قطعه: ۷۵۰ هزار تومان
طالبان با ایمیل یا موبایل من تماس بگیرند.

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:41 توسط شیخ | |

سایز اصلی ۱۰ در ۱۶ سماین برگ از قرآن به خطّ نسخ در دیداری که چند ماه قبل با دوست اصفهانی‌ام «عادل محمّدی» در منزلمان در قم داشتم، از مجموعه‌ی ایشان - که همراهش بود - مورد توجّه من قرار گرفت که در آن نوبت مایل به فروش آن نشد. در سفری که در فروردین ۸۷ به اصفهان داشتم، طیّ یک مبادله این قطعه از کلکسیون ایشان به دست من رسید که اینک تقدیم بازیدکنندگان وبلاگم می‌کنم. قیمتی که دوستان خطبازم برای این قطعه گذاشتند، حدود ۲۰۰ هزار تومان است که کمتر از تصورّی بود که من از ارزش ریالی آن داشتم.


                                 اسکن در سایز بسیار بزرگ

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 1:14 توسط شیخ | |
 

       


+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 0:45 توسط شیخ | |

naskh abdolqaffar دوست خوبم « خسرو مرادی » از اصفهان
با ایمیل آ.آزرم
a.azarm@gmail.com 
اسکن چند قطعه نسخ برای حقیر ارسال کردند که با تشکر از این عزیز،
قطعات را تقدیم دوستان می‌کنم.
توضیحات کنار هر قطعه از دوست ارسال‌کننده است.











 قطعه با رقم "عبدالغفار
 بسیار محکم و قوی نوشته شده و تندی و تیزی‌های خاصی دارد و هنوز آثاری از نسخ یاقوتی در آن مشاهده می‌شود.

سایز بزرگتر



khatte naskh

 
 


 

 قطعه‌ی تمرینی - تعلیمی
 با رقم "محمدکاظم"
که در نهایت استادی و روانی و صلابت
نوشته شده است.
بنده تا بحال به‌چنین استواری
از کسی خط نسخ ندیده‌ام
و جالب اینکه کاتب قطعه
 برای من و اکثر دوستان ناشناس می‌باشد.


  

                                                                        

  سایز بزرگتر

                                                                                                                  

بنظر من این قطعه‌ی تعلیمی بدون امضا،
خط مرحوم استاد زین‌العابدین اصفهانی است که در نهایت قدرت و استادی نگاشته شده است.

سایز بزرگتر



 

 

 

قطعه‌ نسخ از سخنان "علی بن الهلال" می‌باشد که قسمت بالای آن را
به دلیل خرابی‌هایی که در این قطعه بود،
جداگانه اسکن کردم.
این قطعه در بالا ممهور به
"العبد المذنب محمد
علی" است
که معلوم نیست  نام کاتب است یا صاحب قطعه.
سایز بزرگتر

 

 

 دوست عزیز! امیدوارم که فایل‌های ارسالی
که بجز قطعه با رقم «عبدالغفار»، بقیه متعلق به بنده می‌باشد،
 مقبول‌طبع واقع شده و مورد استفاده‌ی عموم قرار گیرد.

 آ.آزرم

+ نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 22:59 توسط شیخ | |

با تشکر از دوست خطبازم محمود حبیب‌اللهی
که این قطعه را که سال تحریر آن ۱۱۹۴ قمری است، برای اسکن در اختیار بنده گذاشت.
این دوست اصفهانی‌ برای قطعه‌ی حاضر ۸۰۰ هزارتومان قیمت گذاشته است.


                                                                                                                                   قطعه در سایز کاملاً بزرگ

+ نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386ساعت 0:39 توسط شیخ | |

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 23:54 توسط شیخ | |


صفحاتی از قرآن نسخ ایرانی (اسکن از روی اصل)

این قرآن را در نوروز ۸۵
از یک صحاف قمی به نام  ترابی
و به واسطه‌ی
دوست خوشنویسم علی نجفی - فرزند جواد سبتی -
به کمتر از ۴۰۰ هزار تومان خریدم
و چند ماه بعد به دوست خوشنویس قزوینی‌ام:
«علیرضا محبی»
به بیش از ۴۰۰ ه.ت فروختم.


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 1:23 توسط شیخ | |

>>>          قطعه‌ی نسخ با رقم:
«محمد هاشم» (لوءلوء اصفهانی)
۱۱۸۶ قمری که از ناصر طاووسی به ۲۵۰ ه.ت خریدم و بعد به حدود ۴۰۰ ه.ت به امیر عاملی فروختم. در پاییز ۸۶ این قطعه را در مجموعه‌ی احمد پیله‌چی دیدم و گفت که به حدود ۴۵۰ ه.ت خریداری کرده است. فتوکپی این قطعه را در زمانی که در دست طاووسی بود، ابوالفضل خزاعی به محمّدعلی قربانی نسخ‌نویس معروف شاگرد صمدی داد و او هم به تقلید از این قطعه، قطعه‌ای تحریر کرد که در نمایشگاه عروس قلم قم به نمایش درآمد.


نسخ با رقم:                                            <<<
«محمد هاشم» (لوءلوء اصفهانی)
نگاشته‌شده روی پارچه که از محمود حبیب‌اللّهی به ۱۲۰ هزار تومان خریدم.

 










 

این چند قطعه و قطعاتی که در خلال ۵ پست آتی تقدیم می‌شود، به تازگی واردکلکسیون حقیر شده است.
دیالوگ من و محمدرضا سرودلیر
در سایت «کلوب.کام» در مورد این قطعات
>>>
اینجا

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 0:54 توسط شیخ | |

برگ قطعه‌بندی شده‌ای از قرآن
رقم «سید محمدحسین الیزدی» یا «امین‌الدوله»
(احتمال دوم از دوست تذهیب‌کار و مجموعه‌دارم کیوان شجاعی‌منش در شهریور ۸۶)
که دقیقآ معلوم نمی‌کند نام تحریرکننده است یا مالک قطعه
به سختی با لوپ در زیر قطعه مشاهده می‌شود.



اسکن قطعه‌ی فوق
با اسکنر کانن مدل ۴۴۰۰ اف (CanonScan 4400F)
که دیروز (۲۸ مرداد ۸۶) به قیمت ۱۱۷ هزار تومان ابتیاع نمودم:



                                                                                                                                     اسکن فوق در سایز بزرگ


 سفیدآب‌نویسی‌
برگی از یک کتاب دعا
 منسوب به میرزا احمد نیریزی



دیتیلی از این برگ کتاب دعا



پشت برگ مزبور



قطعه‌ی نسخ منسوب به محمدشفیع تبریزی



اسکن قطعه‌ی فوق
با اسکنر خودم (کانن مدل CanonScan 4400F)



                                                                                                                                  اسکن فوق در سایز بزرگ

این چهارقطعه را در شبی تاریخی در قم
در منزل جناب سید رضا بنی‌رضی (استاد معروف نسخ)
در ۱۴ مرداد ۸۵ که تا صبح با هم بودیم، از ایشان گرفتم
و به جایش سیاه‌مشق «کلمینی یا حمیرا» با امضای میرزا غلامرضا را به ایشان دادم.
در پشت قطعه‌ی نسخ با مضمون آیه‌ی شهدالله، بنی‌رضی با مداد نوشته است:
«در تاریخ ۲۰ دی ۸۱ از آقای فرزانه (خوشنویس اصفهانی) خریداری نمودم به ۵۰ هزار تومان»
در ضمن از چهارقطعه‌ی فوق، قطعه‌ی سفیداب‌نویسی‌شده، دیگر در اختیار بنده نیست
و در خلال یک معاوضه‌ی خط در تابستان ۸۶
به عنوان قطعه‌ای معادل یک میلیون تومان به امیر عاملی دادم.

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 8:15 توسط شیخ | |

آرشیو قطعات نسخ زین‌العابدین اصفهانی (اشرف‌الکتاب)
zeinolabedin ashrafolkottab esfahani

 


+ نوشته شده در جمعه یکم دی 1385ساعت 0:50 توسط شیخ | |

به تازگی یک قرآن خطّی نسخ در قطع جیبی و تحریرشده با قلم غبار (حدودآ یک سوم میلیمتر)
به مجموعه‌ی شخصی حقیر اضافه شده است.
این قرآن به سال ۱۲.۳ قمری تحریر شده
 و خط آن به تاءیید استاد حسینی موحد، منسوب به عبدالله عاشور است.
دو صفحه از این قرآن را برای روءیت بازدیدکنندگان از وبلاگ تقدیم می‌کنم:

  
 

جلد قرآن مزبور، گل و مرغ و لاکی است که مشاهده‌ می‌کنید:



امروز (۵ مرداد ۸۶) که این پست را آپدیت می‌کنم و صفحه‌ی تذهیب‌شده‌ی قرآن مزبور را نیز تقدیم دوستان می‌کنم، دیگر این قرآن در اختیار حقیر نیست. گفتنی است:
 به تازگی در یک شب خاطره‌انگیز که از ده و نیم شب تا صبح با امیر عاملی در قزوین و منزل شخصی ایشان بودیم، با ایشان وارد معامله شدم و قرآن مزبور را با یک قطعه‌خط چلیپا
(با متن: چون نقش کعبتین) تاق زدم. صبح که شد بعد از نماز صبح، زدیم بیرون و امیر عاملی
مرا به یک پرس کله‌پاچه مهمان کرد.
صفحه‌ی نخست قرآن مزبور که دارای تذهیب با طلاست:

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 5:8 توسط شیخ | |

حمدالله آماسیخط ثلث و نسخ
«حمدالله آماسی»
SHEIKH SHAIKH 
HAMDULLAH AMASYA

معروف به ابن‌الشّیخ
خوشنویس شهیر ترکیه
(۱۴۲۹- ۱۵۲۰م)
قدمت اثر: بیش از ۵۰۰ سال
اسکن از مجموعه‌ی رضا شیخ‌محمدی
اطّلاعات بیشتر در مورد این هنرمند بزرگ >>>
 اینجا

این قطعه را اوّل بار در منزلمان در قم در دست سید محمّد حسینی دوست خطبازم (مقیم شهرری) دیدم و رضایت دادم که از ایشان به ۴ میلیون تومان چکی (چک چندماهه) خریداری کنم و دست به چک هم شدم. دوست خطاط و خطباز دیگرم علی نجفی (پسر جواد سبتی) که در صحنه حضور داشت،
 با سید محمد حسینی وارد دیالوگ در کانال دو (عربی) شد و او را از چک من که بیم آن می‌رفت در موعدش پاس نشود، ترساند. بعداً معلوم شد جناب محمود حبیب‌اللهی - دوست خطباز اصفهانی‌ام - به یکی از مشکلاتی که یکی از چک‌های من برای ایشان پیش آورده که ربطی به دیرپاس‌شدن یا پاس‌نشدن آن نداشت، اشاره کرده و چشم آنان را ترسانده است.
حسینی خط را از من گرفت و گفت:
به شما چند روز فرصت می‌دهم که پول نقد تهیه کنی و کمتر از ۴ میلیون از من بخری.
من به تکاپوی تهیه‌ی وجه نقد افتادم و برخی از قطعات دیگرم را به فروش رساندم (از جمله دوسطری خط سید گلستانه را که از محمود حبیب‌اللهی به نیم میلیون تومان خریده بودم، به ۶۵۰ ه.ت به خود او فروختم) و خلاصه و تا حد ۳ میلیون و ۳۵۰ هزار تومان تهیه کردم و نهایتاً هم قطعه‌ی فوق از حمدالله آماسی را به همین میزان خریداری کردم و کلام حبیب‌اللهی که بدواً از آن ناخرسند شده بودم، برای من سودزا شد و به قول احمد پیله‌چی در این معامله منتفع شدم.
قطعه‌ی فوق چند ماه (حدود ۱ سال در دست بنده بود).
جناب سید علوی از کارشناسان و عتیقه‌داران قم در دیداری که در منزلش داشتیم،
در این قطعه تشکیک کرد و گفت:
حمدالله آماسی هر جا امضا کند، تعبیر «ابن‌الشیخ» هم می‌نویسد و این قطعه فاقد این خصوصیت  است. ضمن اینکه کاغدش در نقاطی که فرسوده شده، خطی که رویش نوشته شده فرسوده نشده و به نظر می‌رسد که خط جدیدی باشد که روز کاغذ قدیمی نوشته شده.
به هر تقدیر سید محمد حسینی خودش همواره پیگیر سرنوشت این قطعه بود و در نهایت هم آن را به ۴ میلیون تومان (۳ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان وجه نقد) و ۴۰۰ هزار تومان کتاب خوشنویسی چاپ ترکیه از SHEIKH HAMDULLAH AMASYAبنده خریداری کرد. اخیراً (آذر ۸۶) این قطعه را به قیمت ۶ میلیون تومان به احمد پیله‌چی در قزوین برای فروش عرضه نموده و ایشان قیمت ۴ میلیون را برای خرید آن پیشنهاد داده بود.
مشابه این قطعه در کتاب مختص حمدالله آماسی که در ترکیه چاپ شده آمده است و در آن هم به رغم ادّعای جناب علوی و همچنان که  مشاهده می‌کنید، اثری از تعبیر «ابن‌الشیخ» نیست.


سایز بزرگتر

 
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 2:28 توسط شیخ | |

در روزهای اوّل سال ۸۵ که به منزل سیّد محمّد حسینی - دوست نوسمسار و خطبازم - در دولت‌آباد شهرری رفته بودم، قطعه‌ای به نسخ عربی به قلم و رقم حافظ عثمان hafez osman خوشنویس شهیر ترکیه با قدمت ۴۰۰ ساله چشمم را گرفت. از شب دیدار، تنها یک فتوکپی از این خط در دستم ماند و نیز  شیفتگی‌ام از مشاهده‌ی اثری که نرخ بالایی برای فروش آن پیشنهاد شد (اگر خطا نکنم ۲ میلیون تومان) و جراءت من در آن ایّام برای نزدیک‌شدن به چنین معامله‌ا‌ی اندک بود. آن شیفتگی باقی ماند، ولی فتوکپی اثر را در دیداری که با استاد حسینی موحّد در منزلشان داشتم، باختم. حافظ عثمانسرانجام پس از چند بار تماس تلفنی و دیدار با حسینی،
در ۱۳ مرداد ۸۵ این قطعه را از او در بنده‌منزل در قم و در شبی که علی نجفی پسر جواد سبتی هم حضور داشت، با سه قطعه خط مبادله کردم:
چلیپای ناد علیّاً استاد امیرخانی که به ۵۰۰ ه.ت از جواد جدّی در تهران خریده بودم + قطعه‌ی یا امیرالموءمنین حیدر استاد امیرخانی + شکسته‌ با رقم محمدحسن طباطبایی که امانت امیر عاملی بود. 


 سایز بزرگتر         /          سایز باز هم بزرگتر
چند روز بعد از خرید من، ح.ر - دوست طلبه و کلکسیونر قمی - به شدّت طالب این قطعه‌ی حافظ عثمان شد و محمود حبیب‌اللّهی را واسطه‌ی خرید آن کرد و خطوطی را در اختیار او گذاشت که به من برای مبادله با این قطعه از حافظ عثمان پیشنهاد کند، از جمله کتاب «ملک‌جمشید» به خط استاد حسن میرخانی که جناب موحّد حسینی یک بار در برج ۸ سال ۸۴ پشت تلفن صحبت آن را با من کرده و گفته بود:
«از آقای پیله‌چی بپرسید که داستان ملک‌جمشید به خطّ مرحوم سید حسن میرخانی که مربوط به دوره‌ی اوج خوشنویسی استاد حسن هم هست، چند قیمت دارد؟»
من در شرایطی بودم که حس می‌کردم به عتیقه‌ی گرانقیمتی دست یافته‌ام و مدّتی می‌توانم با تکیه بر آن، حکمرانی کنم و طالبان جنسم را بازی دهم و سر بدوانم. بعد از اینکه حسابی عرق کردم و برای  خستگی‌درکردن نشستیم، آنوقت قطعه را خواهم فروخت.
جوابم به پیشنهادهای حبیب‌اللّهی منفی بود.
حبیب‌اللّهی مدام می‌رفت و قطعات دیگری می‌آورد و می‌خواست متقاعدم کند به فروش قطعه‌ی حافظ عثمان. یک بار صفحه‌ی کتابتی مربوط به سال ۵۸ شمسی را آورد منزل ما که قبلاً در دیداری که به اتّفاق پیله‌چی به منزل ر رفته بودیم، آن را دیده و بسیار پسندیده بودم. شعری بود از سروده‌های «معجزه» در وصف امام خمینی به قلم استاد امیرخانی که ظاهراً به دفتر امام خمینی در قم اهدا شده بود و در نهایت سر از مجموعه‌ی ر درآورده بود. به رغم علاقه به این قطعه، جوابم روی همان حسابی که عرض شد، منفی بود.
چند روز بعد حبیب‌اللّهی زنگ زد و در نگارستان عروس قلم سه نفری با ر قراری گذاشتیم و نهایتاّ تا نرخ ۱ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان حاضر به خرید شدند، ولی من پافشاری داشتم که دو میلیون تومان نقد بپردازند و نه کمتر. به هر تقدیر معامله سر نگرفت.حافظ عثمان
سایز بزرگتر
چند هفته بعد علی سبتی خبر داد که قطعه‌ی دیگری از حافظ عثمان که مدّعی بودند عیارش از عیار حافظ عثمان من بالاتر است، به دستشان رسیده و
آن را به ر خواهند فروخت
و خلاصه می‌خواستند به من بفهمانند و خیالم را راحت کنند که فکر نکن نوبرش را آورده‌ای و اگر تو نفروشی، کسی نیست که بفروشد!
در نهایت هم این قطعه‌‌ی دوم را که سال تحریرش ۱۱۰۷ قمری (حدوداً ۳۲۰ سال پیش) رقم خورده است، به ر فروختند و در ازایش ۱ میلیون تومان نقد گرفتند و یک نسخ درجه‌ی ۳ و یک نسخ تعلیمی از اشرف‌الکتّاب اصفهانی تحریرشده به سال ۱۲۶۷ قمری روی زمینه‌ی قرمز که من (ر.ش.م) در دست حبیب‌اللهی دیده بودم و او ظاهراً به ر فروخته بود.
در ضمن این قطعه‌ی دوم از حافظ عثمان ظاهراً یک بار توسّط علی سبتی به فردی به نام «دبیران» که در جنب مغازه‌ی جواد جدّی در بازار منوچهری تهران مغازه دارد، فروخته شده بود و این دبیران در دیداری که با محمود حبیب‌اللّهی داشته، قیمت این قطعه را ۲ میلیون تومان ابراز کرده بود.
وقتی نجفی خبر شد که ر طالب این قطعه است، آن را از «دبیران» مجدّداً پس گرفته بود یا تو بگو خریده بود (زیر ۲ میلیون تومان) و به کیفیّتی که عرض شد به ر فروخت.
ر قطعه را خرید.
یک بار ظاهراً از بنی‌رضی در منزلش شنیدم که گفت قطعه‌ی دوم از قطعه‌ی شما بهتر بود. گفتم: پس چر نخریدید؟ گفت: چون مشکوک به جعل بود! گفتم: یعنی می‌خواهید بفرمایید اینکه در دست من است، مشکوک نیست و اصیل است؟ گفت: آن، بهتر بود!
موحّد هم در همان شب مبادله‌ی حافظ عثمان به سیّد محمد حسینی گفته بود:
«شما یک قطعه‌ی موزه‌ای را داده‌اید و دو قطعه معاصر گرفته‌اید. نباید این کار را می‌کردید.»
همین استاد به بنده فرمودند:
«شما خط‌ّ استادت (امیرخانی) را چرا از دست دادی؟»
بنی‌رضی در دیداری که فردای مبادله‌ی حافظ‌عثمان داشتیم، کفّه‌ی مبادله را به سود من دانست. ضمن اینکه گفت: حسینی هم که خط امیرخانی را از شما گرفته، قبلاً مشتری‌اش را پیدا کرده و چاله‌اش را کنده است.
شائبه‌ی عدم اصالت این آثار به تدریج از سوی برخی کسان از جمله جناب علوی - از خطبازان روحانی قم - مطرح شد. این فضا آنقدر تیره و تار شد که در نهایت ر را از این قطعه دلزده و او را به فروش آن ترغیب کرد. ر به سیّد محمّد حسینی زنگ می‌زند و حسینی قطعه را به امانت می‌گیرد تا به فروش رساند. ظاهراً ظرف چند روز نتیجه می‌گیرد و  قطعه به ۱ میلیون و ۳۵۰ ه.ت به فروش می‌رساند و وجه را به ر می‌پردازد تا او قدری تسلّی خاطر یابد که قطعه‌ی مشکوک برای او خسارت‌زا نبوده است.
در خصوص اصالت یا عدم اصالت این قطعات بابت گفتگو و اظهار نظر مفتوح است و باید کارشناسان خُبره اظهار نظر کنند. آنچه مسلّم است، این قطعات به قیمت‌های بالا در حال خرید و فروش است.
بنده نیز قطعه‌ی حافظ عثمانم را در پاییز ۸۶ با پیله‌چی معامله کردم و در ازایش یک قطعه خطّ شکسته‌ی منسوب به درویش گرفتم (که ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) به پایم حساب کرد و یک چک ۸۰۰ هزار تومانی برای آخر سال که این چک را به امیرمیثم سلطانی دادم و مجموعه‌ای از قطعات شکسته‌ی او را خریداری کردم و او هم با این چک قطعه‌ای شکسته و منسوب به درویش خرید به ۶۰۰ ه.ت و ۲۰۰ ه.ت نیز برایش ماند و قطعه‌ی درویشش را می‌خواهد به دوبرابر قیمت بفروشد و خلاصه شیرتوشیری شده که نگو!
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 19:13 توسط شیخ | |

این قطعه نسخ زمانی در اختیار دوستم محمود حبیب‌اللهی بود. لطف کرد و به من امانت داد. من هم سریعآ از روی آن در مغازه‌ی «پدیده‌ی قرن» در قم اسکن حرفه‌ای تهیه کردم. از قرار معلوم حبیب‌اللهی این قطعه را به فروش رساند. چند سال بعد که از وبلاگ حقیر بازدید کرده بود و این قطعه را روءیت کرده بود، ظاهرآ به خاطر نیاورده بود که این قطعه زمانی دست خودش بود. بعدآ به من گفت که آن قطعه نسخ روی پوست آهو خیلی زیبا بود. نمی‌دانی اصلش کجاست که بشود خرید؟!!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 23:2 توسط شیخ | |
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 14:7 توسط شیخ | |

دیتیلی از یکی از صفحات این دائره المعارف:

دیتیل دیگری از یکی دیگر از صفحات این اثر:

 

دیتیل دیگری از این اثر:

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 23:20 توسط شیخ | |
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 16:15 توسط شیخ | |
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 16:12 توسط شیخ | |

دیتیلی از یکی از صفحات این قرآن:

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 16:11 توسط شیخ | |
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 16:9 توسط شیخ | |
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 16:8 توسط شیخ | |

دیتیلی از یکی از صفحات این قرآن:

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 16:6 توسط شیخ | |
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 16:2 توسط شیخ | |

دیتیلی از صفحات این قرآن:

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 15:50 توسط شیخ | |
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 15:46 توسط شیخ | |

قطعه‌ای از محمد شفیع تبریزی
 این قطعه را لابلای یکی از کتاب‌های مرحوم شیخ قلی شیخ‌محمدی پسرعموی ابوی در روستای تاکند قاقزان قزوین یافتم و در اختیار گرفتم و بعدآ در خلال یک معامله به محمود حبیب‌اللهی فروختم.
نسخ تند و تیزی است که به مذاق جناب سید رضا بنی‌رضی از اساتید نسخ معاصر خوش نمی‌آید.
وجهش این است که نسخ بنی‌رضی به قول استاد احمد عبدالرضایی از افت و خیز زیادی برخوردار نیست و حالت یکنواخت و فاقد زیگزاگ دارد و پسند ایشان به این سمت گرایش یافته.
از این رو با نسخ‌های پرفراز و فرود و نیز قطعات نسخی که فاصله‌ی قوت و ضعف قلم در آن زیاد باشد،
کنار نمی‌آید:

 

سطر از مرحوم وصال شیرازی شاعر و خوشنویس. این قطعه را چند سال پیش از محمود حبیب‌اللهی به ۱۵۰ هزار تومان خریدم و بعدآ در خلال یک معامله به امیر عاملی کلکسیونر قزوینی فروختم:




دو سطر از مرحوم وصال شیرازی شاعر و خوشنویس.
این دو قطعه را چند سال پیش از محمود حبیب‌اللهی هر یک به ۱۰۰ هزار تومان خریدم
و بعدآ در خلال یک معامله به امیر عاملی کلکسیونر قزوینی فروختم.
این دو سطر و به خصوص امضاهای آن بسیار مورد توجه استاد احمد عبدالرضایی خوشنویس قمی بود و حتی وسوسه‌ی خرید را در ایشان ایجاد کرد.
جواد جدی کارشناس معروف عتیقه در بازار منوچهری تهران وقتی این دو قطعه را زیر ذره‌بین (لوپ)
نگاه کرد، آن‌ها را مشکوک دانست و اصالتشان را تاءیید نکرد.
 



                                                                                      قطعه‌ی فوق در سایز کاملآ بزرگ 



                                                               قطعه‌ی فوق در سایز کاملآ بزرگ 

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 3:27 توسط شیخ | |

صفحاتی از یک کتاب‌ دعای قدیمی به نسخ عربی
که در مجموعه‌ی خصوصی ابوی حقیر رضا شیخ ‌محمدی بود
و در نهایت آن را به ۳۰۰ ه.ت به فرزند آیةالله نجفی مرعشی فروختم
تا در کتابخانه‌ی بزرگ آیةالله نجفی نگهداری شود:








+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 0:47 توسط شیخ | |
Persian e107 Support free counters